خانه » آنچه والدین باید بدانند » نکات تربیتی » حجاب از منظر استاد شهید مطهری
 
حجاب از منظر استاد شهید مطهری مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر سایت ( محسن ربیعی)   
چهارشنبه, 31 خرداد 1391 ساعت 11:31



كلمه «حجاب» هم به معناى پوشيدن است و هم به معناى پرده و حاجب، و بيشتر به معناى «پرده» استعمال می‌شود. اين كلمه از آن جهت مفهوم «پوشش» مى‏دهد كه پرده، وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت به حسب اصل لغت، هر پوششى حجاب نيست؛ آن پوششی حجاب ناميده مى‏شود كه از طريق پشت پرده واقع‌شدن صورت گيرد.

1. حجاب به چه معناست؟

كلمه «حجاب» هم به معناى پوشيدن است و هم به معناى پرده و حاجب، و بيشتر به معناى «پرده» استعمال میشود. اين كلمه از آن جهت مفهوم «پوشش» مى‏دهد كه پرده، وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت به حسب اصل لغت، هر پوششى حجاب نيست؛ آن پوششی حجاب ناميده مى‏شود كه از طريق پشت پرده واقعشدن صورت گيرد. در قرآن كريم در داستان حضرت سليمان(ع)، غروب خورشيد اينگونه توصيف شده است: «حتى توارت بالحجاب»؛ يعنى تا آنوقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد.

استعمال كلمه «حجاب» در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه «ستر» که به معناى پوشش است، به كار میرفته است. بهتر اين بود اين كلمه عوض نمى‏شد و ما هميشه همان كلمه «پوشش» را به كار مى‏برديم، زيرا چنانكه گفتيم معناى شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مى‏شود، به اعتبار پشت پرده واقعشدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادى گمان كنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود؛ اما اينكه چطور شد در عصر اخير به جاى اصطلاح رایج فقها يعنى ستر و پوشش، كلمه حجاب و پرده و پردگى شايع شده است، براى من مجهول است، و شايد از ناحيه اشتباهكردن حجاب اسلامى به حجابهایى كه در ساير ملل مرسوم بوده است، باشد.

2. آیا وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده است، بهمعنای زندانیکردن و حبس زن است؟

وظيفه پوشش كه اسلام براى زنان مقرر كرده است، بدين معنا نيست كه آنها از خانه بيرون نروند. زندانىكردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمایى نپردازد. آيات مربوطه همين معنا را ذكر مى‏كند و فتواى فقها نیز مؤيد همين مطلب است. در آيات مربوطه لغت «حجاب» به كار نرفته است؛ آيه‏اى كه در آن كلمه «حجاب» به كار رفته است، مربوط به زنان پيغمبر اسلام(ص) میباشد. مى‏دانيم كه در قرآن كريم درباره زنان پيغمبر(ص) دستورهاى خاصى وارد شده است. اسلام عنايت خاصى داشته است كه زنان پيغمبر، چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان، در خانه‏هاى خود بمانند، و در اين جهت بيشتر منظورهاى اجتماعى و سياسى مدنظر بوده است. اسلام مى‏خواست «امهات المؤمنين»، كه خواه ناخواه احترام زيادى در ميان مسلمانان داشتند، از احترام خود سوءاستفاده نكنند، و احياناً ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سياسى و اجتماعى واقع نشوند. در اصطلاح تاريخ و حديث اسلامى هر جا نام «آيه حجاب» آمده، مقصود آيه مربوط به زنان پيغمبر(ص) است كه مى‏فرمايد: «و اذا سألتموهنّ متاعاً فاسألوهنّ من وراء حجاب»؛ يعنى اگر از آنها متاع و كالاى مورد نيازى مطالبه میکنيد، از پشت پرده از آنها بخواهيد.

3. فلسفه حجاب و پوشش اسلامی چیست؟

فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چيز است: بعضى از آنها جنبه روانى دارد، بعضى جنبه خانه و خانوادگى، بعضى ديگر جنبه اجتماعى و بعضى مربوط به بالابردن احترام زن و جلوگيرى از ابتذال اوست.

حجاب در اسلام از يك مسئله كلى‏تر و اساسى‏ترى ريشه مى‏گيرد و آن اين است كه اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى، چه بصرى و لمسى و چه نوع ديگر، به محيط خانوادگى و در كادر ازدواج قانونى اختصاص يابد و اجتماع منحصراً براى كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربى عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذتجویيهاى جنسى به هم مى‏آميزد، اسلام مى‏خواهد اين دو محيط را كاملاً از يكديگر تفكيك كند.

اكنون به شرح موارد فوق مى‏پردازيم:

1. آرامش روانی

نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادى معاشرتهاى بى بندوبار، هيجانها و التهابهاى جنسى را فزون مى‏بخشد و تقاضاى سكس را به صورت يك عطش روحى و يك خواست اشباعنشدنى درمى‏آورد. غريزه جنسى، غريزه‏اى نيرومند، عميق و درياصفت است، و هر چه بيشتر اطاعت شود سركش‏تر مى‏گردد؛ همچون آتش كه هرچه به آن بيشتر خوراك بدهند، شعلهورتر مى‏شود. براى درك اين مطلب باید به دو چيز توجه داشت:

اول: تاريخ همانطورىکه از آزمندان ثروت ياد مى‏كند كه با حرص و آزى حيرت‏آور در پى گردآوردن پول و ثروت بوده‏اند و هرچه بيشتر جمع مى‏كرده‏اند حريصتر مى‏شده‏اند، همچنين از آزمندانى در زمينه مسائل جنسى ياد مى‏كند که اينها نيز به هيچوجه از نظر حس تصرف و تملك زيبارويان در يك حدى متوقف نشده‏اند. صاحبان حرمسراها و در واقع همه كسانى كه قدرت استفاده داشته‏اند، چنين بوده‏اند.

دوم: هيچ فكر كرده‏ايد كه حس «تغزل» در بشر چه حسى است؟ قسمتى از ادبيات جهان، عشق و غزل است. در اين بخش از ادبيات، مرد، محبوب و معشوق خود را ستايش مى‏كند، به پيشگاه او نياز مى‏برد و او را بزرگ و خود را كوچك جلوه مى‏دهد. من نمى‏خواهم ادعا كنم كه تمام عشقها جنسى است و نیز، هرگز نمیگويم حافظ و سعدى و ساير غزلسرايان صرفاً از زبان غريزه جنسى سخن گفته‏اند. اين مبحث، مبحث ديگرى است كه باید جداگانه بحث شود، ولى قدر مسلّم اين است كه بسيارى از عشقها و غزلها، عشق و غزلهایى است كه مرد براى زن داشته است. همين قدر كافى است كه بدانيم توجه مرد به زن يا بهصورت حرص و آز و تنوعپرستى در میآيد و يا به صورت عشق و غزل.

به هر حال، اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل كرده، تدابيرى براى تعديل و رامكردن اين غريزه انديشيده و در اين زمينه هم براى زنان و هم براى مردان، تكليف معين كرده است. يك وظيفه مشترك كه براى زن و مرد - هر دو - مقرر فرموده، مربوط به نگاهكردن است: «قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم» و... «قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ». خلاصه اين دستور، اين است كه زن و مرد نبايد چشمچرانى كنند، و نبايد به قصد لذتبردن به يكديگر نگاه كنند. برای زنان يك وظيفه مخصوص نیز مقرر فرموده و آن اين است كه بدن خود را از مردان بيگانه بپوشانند و به هيچوجه و هيچ صورت و با هيچ شكل و رنگ و بهانه‏اى، كارى نكنند كه موجبات تحريك مردان بيگانه را فراهم كنند. ميل به خودنمایى و خودآرایى مخصوص زنان است؛ اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود، مى‏خواهد دلبرى كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير سازد. بنابراین، انحراف تبرج و برهنگى، از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش نیز براى آنان مقرر گرديده است.

2. استحكام پيوند خانوادگی

شك نيست كه هر چيزى كه موجب تحكيم پيوند خانوادگى و سبب صميميت رابطه زوجين گردد، براى كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود. و بالعكس، هر چيزى كه باعث سستى روابط زوجين و دلسردى آنان گردد، به حال زندگى خانوادگى زيانمند است و بايد با آن مبارزه كرد.

اختصاصيافتن استمتاعات و التذاذهاى جنسى به محيط خانوادگى و در كادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهرى را محكم مى‏سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر مى‏شود. فلسفه پوشش و منع كاميابى جنسى از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگى اين است كه همسر قانونى شخص از لحاظ روانى عامل خوشبخت كردن او به شمار برود، در حالى كه در سيستم آزادى كاميابى، همسر قانونى از لحاظ روانى يك نفر رقيب، مزاحم و زندانبان به شمار مى‏رود و در نتيجه كانون خانوادگى براساس دشمنى و نفرت پايه‏گذارى مى‏شود. ازدواج در قديم پس از يك دوران انتظار و آرزومندى انجام مى‏گرفت و به همين دليل زوجين يكديگر را عامل نيكبختى و سعادت خود مى‏دانستند، ولى امروز دليلى براى آن اشتياقها وجود ندارد. معاشرتهاى آزاد و بى‏بندوبار پسران و دختران، ازدواج را به صورت يك وظيفه و تكليف و محدوديت در آورده است كه بايد آن‌را با توصيه‏هاى اخلاقى و يا احياناً با اعمال زور بر جوانان تحميل كرد. در سيستم روابط آزاد جنسى، پيمان ازدواج به دوران آزادى دختر و پسر خاتمه مى‏دهد و آنها را ملزم مى‏سازد به يكــديگر وفــادار باشند، امــا در سيستــم اسلامى، ازدواج به محــروميت و انتظار آنان پايان مى‏بخشد. سيستم روابــط آزاد اولاً: موجب مى‏شود پسران تا جایى كه ممكـــن است از ازدواج و تشكيـــل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامى كه نيروهاى جوانى و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستى مى‏نهد، اقدام به ازدواج كنند، و در اين موقع زن را فقط براى زاییدن فرزند و احياناً براى خدمتكارى و كلفتى بخواهند! ثانياً: پيوند ازدواجهاى موجود را سست مى‏كند و سبب مى‏گردد به جاى اينكه خانواده بر پايه يك عشق خالص و محبت عميق استوار باشد و هر يك از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند، برعكس، به چشم رقيب و عامل سلب آزادى و محدوديت ببيند و چنانكه اصطلاح شده است، يكديگر را زندانبان بنامند!.

3. استوارى اجتماع

كشانيدن تمتعات جنسى از محيط خانه به اجتماع، نيروى كار و فعاليت اجتماع را ضعيــــف مى‏كنــــد؛ برعكــــس آنچــــه مخالفــان حجــــاب خـــرده‏گـيـــرى كرده‏اند و گفتــه‏اند: حجــاب موجب فلـــجكردن نيروى نيمى از افراد اجتماع است، بىحجابى و ترويـــج روابـــط آزاد جنسى موجب فلجكردن نيروى اجتمـــاع است. آنچه موجـــب فلـــجكردن نيروى زن و حبس استعـــدادهاى اوست، حجاب به صورت زندانىكردن زن و محـــرومساختن او از فعاليتهاى فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى است و در اسلام چنين چيزى وجود ندارد. اسلام نه مى‏گويد زن از خانه بيرون نرود و نه مى‏گويد حق تحصيل علم و دانش ندارد، بلكه علم و دانش را فريضه مشترك زن و مرد دانسته است، و نیز فعـــاليت اقتصادى خاصى را براى زن تحريم نمى‏كند. اســلام هرگز نمـــى‏خواهد زن، بيكـــار و بيعار بنشيند و وجودى عاطل و باطـــل بار آيد. پوشانيدن بدن به استثنای وجه و كفين، مانع هيچگونه فعاليت فرهنگى يا اجتماعى و يا اقتصادى نيست؛ آنچه موجب فلجكردن نيروى اجتماع است، آلودهكردن محيط كار به لذتجویيهاى شهوانى است.

اگر مـــردى در خيـــابان، بازار، اداره، كارخـــانه و... دائمـــاً با قيـــافه‏هاى محرك و مهيـــج زنان آرايشكـــرده مـــواجه باشد، بهتـــر سرگرم كـــار و فعـــاليت مى‏شود يا در محيطى كه با چنين مناظرى روبهرو نشود؟!

در حقيقت اين وضع بیحجابى رسوا، از مختصات جـــامعه‏هاى پليـــد سرمايه‏دارى غربى و يكى از نتایج سوء پولپرستى‏ها و شهوترانيهاى سرمايه‏داران غرب است؛ بلكـــه يكى از طـــرق و وسایلى است كه آنها براى تخدير و بیحسكـــردن اجتماعات انسانى و درآوردن آنها به صورت مصرفكننده اجبارى كالاهاى خودشان، به كار مى‏برند.

4. ارزش و احترام زن

مرد به طـــور قطع، از نظـــر جسمـــانى بر زن تفوق دارد. از نظـــر مغز و فكـــر نيز تفوق مرد، لااقل قابل بحث است. زن در اين دو جبهـــه در برابر مرد قدرت مقاومـــت ندارد، ولى زن از طريـــق عاطفى و قلبى هميشه تفوق خود را بر مـــرد ثابت كـــرده است. حريم نگه‏داشتن زن ميان خـــود و مرد، يكى از وسایل مـــرموزى بوده كه زن براى حفظ مقـــام و موقع خود در برابر مـــرد از آن استفاده كرده است. اسلام زن را تشويق كـــرده است كه از اين وسيله استفـــاده كنـــد. اسلام مخصوصـــاً تأكيـــد كرده است كه زن هـــر اندازه متيـــن‏تر، باوقارتر و عفيفتر حركت كند و خود را در معرض نمايش براى مرد نگذارد، بر احترامش افزوده مى‏شود. قرآن كريم پس از آنكه توصيه مى‏كند زنان خود را بپوشانند، مى‏فرمايد: «ذلك أدنى أن يعرفن فلا يؤذين»؛ يعنى اين كار براى اينكه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختيار مردان قرار نمى‏دهند، بهتر است؛ در نتيجه، دورباش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبكسر مى‏گردد.

از امیـــرالمؤمنین(ع) نیز نقـــل شده: «یظهر فی آخر الزمـــان و اقتـــراب الساعة، و هو شرّ الازمنة، نسوةٌ کاشفـــاتٌ عاریاتٌ متبـــرّجاتٌ، من الدّیـــن خــارجاتٌ، فی الفتـــن داخلاتٌ، مائـــلاتٌ الی الشهوات، مسرعاتٌ الی اللّـــذات، مستحلّات المحـــرّمات، فی جهنم خالداتٌ»؛ در آخـــرالزمـان و هنگـــام نزدیک شـــدن برپایی قیــامت که بـــدترین زمانهاست، زنـــانی برهنـــه یافت میشونـــد، برهنه در حـــالی که زینتهـــای خـــود را برای دیگـــران آشکار مینماینـــد؛ آنها از دیـــن بیـــرون رفتــه و در فتنـــهها داخل شده، به ســوی شهوتهـــا و لــذتها حـــرکت نموده و حرامهای خدا را حلال مینمـــایند. اینگونه زنان تا ابد در جهنم باقی خواهند ماند. وسایلالشیعه، باب 7 از ابواب مقدمات نکاح، حدیث 5

منبع: سایت اینترنتی معاونت تهذیب و اخلاق حوزه